Wednesday, July 20, 2011

این بلبشویی که سر شرکت اصلاح طلبان در انتخابات راه انداختند بد نیست به شرط آن که در لحظات آخر جمیع اصلاح طلبان از شرکت درانتخابات انصراف دهند. این قیل و قال هر چه گسترده تر باشد تعداد بیشتری از مردم حساس می شوند و این حساسیت فی نفسه خوب است. بزرگترین اشتباه، شرکت اصلاح طلبان به عنوان نماینده در انتخابات است و اشتباه بزرگ تر از آن شرکت مردم در انتخابات...
فاتحه ی انتخابات مدت هاست که خوانده شده و باید مردم را همراه کرد در این قضیه هر چند که این حکومت پر رو تر از آن است که باز به روی خودش بیاورد...

Monday, July 11, 2011

دوست دارم نامه ای بنویسم که برسد دست آقای خامنه ای
نامه ای بلند به بلنداری تمام سال های تب کرده ام
به حرمت تمام هذیان های آن سال ها
بنویسم که چه قدر خوشحالم از این که اندیشه اش به احمدی نژاد نزدیک تر است
بنویسم از این که هیچ کس بهتر از مدعی ترین آدم ها نمی تواند چنین با اصالت تیشه به ریشه ی دین و مذهب و اعتقادات مردم بزند
باید دستش را بوسید
چه کسی می توانست شک چون من هایی که در کشاکش عقل و مذهب ساختگی حضرات گم شده بودیم به یقین تبدیل کند
حالا کی این پوستین وارونه گرفتارترشان کند
باید ماند و دید

Thursday, March 17, 2011

علی آقای فضلی! لطف کن در این بلبشو، یا رومی روم باش یا زنگی زنگ. همان چند ماه بعد از انتخابات را یادم هست که شایعه ساخته بودند برایت که آره و این ها و از در مخالفت با سرکوب مردم در آمدی و بعد آوردندت تلویزیون و نه صراحت اما در لفافه تکذیب کردی! نمی شود که این طور آقا جان! نمی شود! حالا هم به هر دلیل ـ که مثلا از زبانت در رفته ـ یک چیزهایی گفتی که خوب است و دیگران دارند ماله های مختلف می کشند که به نفع خودشان و جریان شان مصادره کنند و تو سکوت کرده ای؟ بیا و زنگی باش. حیف است...
آقای محمد علی خان کلی که انگشت رنجه فرمودید به نوشتن نامه به برادر عزیزتان حسب ظاهر یک چیزهایی را فراموش کرده اید از این جنس که آقا جان، ایران کلش زندان شده و بحث فقط همین دو نفر همشهری شما نیست. بد نبود که رفاقت را کمی بیشتر کنار می گذاشتی و این شب عیدی حیطه ی بزرگ منشی قلم تان را می گستردی بر تمام زجر کشیدگانی که هم اکنون در بند این حکومت اند. آن دو نفر تازه خوش خوشان شان است...

Thursday, March 10, 2011

وقتی که این همه درد می بیند آدم، ناخواسته خونش به جوش می آید؛ آن قدر که ذهنش می رود جاهایی که نباید؛ ذهنش می رود کسی را می کشد به صلابه می کشد، مثله می کند...
این ها همه ناخودآگاهی است که مایل است بکشد، خون بریزد، خشن باشد...
بعد که به خودت می آیی شاید ناراحت باشی از آن احساس تلخی که وول می خورد وسط دلت...
اما باز با خودم نمی توانم کنار بیایم؛ نمی توانم ببینم بعضی ها هستند که به آزار و اذیت دیگران زنده اند و کک شان هم نمی گزد...
ذهنم به پرواز در می آید و...
خون می ریزد...
خون می ریزد...
خون می ریزد...

Friday, March 04, 2011

http://www.kaleme.com/1389/12/13/klm-50363

«احمد خاتمی: وقاحت حدی دارد؛ مردم لیبی به دنبال سرنگون شدن قذافی هستند اما می‌گوید از من حمایت می‌کنند...»
درست می گویی آقای خاتمی؛ وقاحت هم حدی دارد! اما برای شما و سایر انصار و اعوان حکومتی تان شرافت و کرامت هم حدی دارد! دیر نیست زمانی که گرفتار وقاحت خودتان خواهید شد...

Monday, February 28, 2011

حضور مهم است نه شعار

آن چه که 25 بهمن را درخشان کرد نه فقط خیابان ها و کوچه پس کوچه های سرشار از مردمی بود که شعار می دادند بلکه بیشتر از همه سیل جمعیت خاموشی بود که در ساعت ها ابتدایی شب ـ بعد از غروب آفتاب ـ نیروهای امنیتی و لباس شخصی ها را مستأصل کرده بود.
حضور خاموش بهترین شیوه و بهانه ای است که در برابر برخورد امنیتی و پادگانی نیروهای سپاه و لباس شخصی ها می شود داشت. برخوردهای هیجانی و شعارهای تند، بهانه های خوبی هستند برای آنان که تشنه خشونت و هیاهو هستند.
حتی به بهانه یک خرید ساده با ظاهری ساده تر می توان در کوچه پس کوچه های انقلاب و پاستور پرسه زد و ساعت ها حضور داشت. باید حضور داشت...

Thursday, February 10, 2011

یکی پیدا شود دهن مسعود رجوی ملعون و دار و دسته اش را ببندد، بدوزد، گل بگیرد؛ کم ریختند خون هم وطنان مان را این ها؟
بدترند از این حکومت غیرجمهوری و غیراسلامی که اگر کار را دست بگیرند باید پناه به دیو ببریم از شر اینان...

Tuesday, February 08, 2011

وقتی چیزها معنایش در طول زمان عوض می شود معقول آن است که برخوردت هم با آن عوض شود. 22 بهمن از گنده ترین آن چیزهاست. این را باید بزرگ ترهامان بپذیرند که وقتی می روند بیرون تا با آرمان های انقلاب تجدید میثاق کنند، حواس شان باشد که این چیزی که هست در قالب این حکومت، دیگر نشانی ندارد از آن انقلاب و آرمان هایی که پایش سوختند...
حالا دیگر راه پیمایی 22 بهمن چیزی نیست جز تجدید میثاق با ظلم و دروغ و فساد و تباهی و فقر و جهل و جعل و هر چه ناخوب که می شود تصور کرد در وجود یک حکومت...
و مطلقا دوست ندارم که شبیه باشم به حاکمان مان...

Monday, November 09, 2009

لذت به زیر کشیدن عکس مردی که آیینه درد مردم است حالا موج می زند در دل ریش مان...
خدا سایه ظالمان را بردارد از سر این ملت...

Tuesday, October 20, 2009

مبهوت این جمله ام:
...پس از پیروزی در این عملیات از سوی آیت الله خمینی رهبر وقت جمهوری اسلامی اینگونه مورد خطاب قرار می گیرد:‌ "در این دنیا که نمی توانم کاری بکنم. اگر آبرویی داشته باشم در آن دنیا قطعاً شما را شفاعت خواهم کرد"...
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/october/19//-05bdd30368.html
اگر شفاعت به همین کشکی است، گمان کنم که با این همه بی آبرویی، همان نیمچه آبروی ما برای شفاعت یزید و شمر هم کفاف دهد...

Tuesday, August 11, 2009

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد :)
این که کسی از این احمدی نژادی ها خودش بیاید به زبان خوش و اعتراف کند به وجود تقلب های گسترده انصافا نعمتی است هدیه فرستاده از بهشت. آن هم بهشتی هم چون رجانیوز:

http://rajanews.com/detail.asp?id=34034
... وی با اشاره به حمایت لاریجانی از موسوی، پيش از انتخابات یادآور شد: از جلسات انتخاباتی وي و ترکیب اعضای این جلسات که بگذریم، کاری که ايشان بعد از ظهر روز اخذ رأی كرد و تلفنی به موسوی، به بهانه حتمی شدن ریاست جمهوری‌اش تبریک گفت، قابل گذشت نیست، زیرا او از جایگاه رییس یک قوه و به عنوان کسی که قاعدتاً به اطلاعات و اخبار دست اول و محرمانه دسترسی دارد، وقتی به موسوی آن هم قبل از پایان زمان رأی گیری تبریک گفت، در واقع او را دچار توهم و تشویق کرد تا مواضع فتنه انگیز و تحریک کننده بعدی را هم داشته باشد که اين رفتارها باعث سلب امنیت و آسایش مردم و وارد شدن خسارات زیادی به کشور و اقتدار و حیثیت نظام شد. آیا نشست و برخاست های انتخاباتی آقای لاریجانی با کسانی که با نظام دچار تعارض و تضاد شده بودند و تشویق او به فتنه انگیزی موسوی و آشوب های خیابانی، نشانه اطاعت از رهبری است؟...
کرسی شعر می گویی علی جان! کرسی شعر می گویی
لاریجانی: نزدیک به یک ماه است من و برادرانم پیگیر کار حجاریان و تاج‌زاده‌ایم!
از همین کری هایی که برادرت جواد پیش از تکیه زدن آن یکی برادرت بر تخت قضاوت می گوید معلوم است که مست کدام باده اید که اینچنین یک ریز مهملات به هم می تابید

Saturday, August 08, 2009

خوانده ام در فیس بوک که هاشمی شاهرودی نامه ای (بیانیه ای) در کرده از خودش و دادگاه ها را غیر قانونی و بی اعتبار خوانده، نسخه ای از آن را هم در اختیار مطبوعات قرار داده، بلافاصله پس از آن هم مرتضوی نامه در کرده از خودش به مطبوعات که هر کس به نحوی از انحا که خبر را منتشر کند، آبا و اجدادش در برابر چشمانش رژه داده خواهند شد...
کسانی که خبر دارند، لطفا این شایعه را تأیید یا تکذیب کنند
اگر درست باشد، خنده بازاری می شود این دادگاه ها

Thursday, June 18, 2009

دلم گرفته از این روزهای بی معنی...

Wednesday, June 17, 2009

آقای حداد بند شلوار وا داد و میرحسین را رضا خان کرد و گفت: بی بی سی دارد روی کارش می آورد
اصلا همین کودتای مرداد سی و دو هم کار بی بی سی بود و انگلیس
و گفت که اوهوی! مرض داری بدون دلیل شلوغ می کنی؟
بعدش هم این همه ملت رو به .. می دی و می کشی؟
و نیز گفت: سگ پدر از وهابی ها دستور می گیره
وهابی را هم که می دونین انگلیسی ها درست کردن
و بعد بگشت طرف ملت ایران و گفت: خجالت بکشین و فقط چیز شعرهای رسانه ملی را ببینید
و همچنین گفت: بی شرف کوتاه بیا و تلخ نکن کام ملت را
ملت دارند حال می کنند که دوباره الف نون رییس شده تا کشور را ا.ن.یی کند
و نیز ادامه داد: این معماری خوندی چوب بشه بره توی ...ت که این قدر آب به آسیاب دشمن ریختی
و نهایتا هم گفت: ماتحت همه ملت بسوزد که ما این طور می توانیم برینیم به هیکل میرحسین او نمی تواند چیزی از خودش در کند
خلاصه آن که خیلی امشب زر زد

Sunday, June 14, 2009

این ها را در قالب یک ای میل دریافت کردم:

به یمن قدوم مبارک و کودتای آقای احمدی نژاد سایت های زیر فیلتر شدند و بعضی هاشان هم پیش از این فیلتر بودند.

با توجه به قطع بودن اس.ام.اس و قطع بودن موبایل در برخی مناطق

الان مهمترین کار اطلاع رسانی درست و جلوگیری از انتشار شایعات است به خصوص به کسانی امکان دسترسی به منابع اطلاعاتی خاصه اینترنت را ندارند.

با توجه به فیلتر بودن سایت ها پیشنهاد من این است که از خبرخوان ها برای خواندن atom feed یا rss feed ها استفاده کنید.

کافی است که لینک های زیر را به گوگل ریدر خود اضافه کنید. همچنین این امکان را  یاهو نیز دارد.

دقت کنید که نرم افزار اوت لوک و امثال آن برای خواندن لینک های مربوط به سایت های فیلتر شده مناسب نیستند.

با این کار برای مطلع بودن از آخرین اخبار نیازی نیست که به خود سایت ها مراجعه کنید.

اگر لینک مناسب دیگری هم داشتید اضافه کنید و دست به دست بچرخانید.

و باز تأکید می کنم که از انتشار شایعات جلوگیری کنید.

بسیاری از اخبار به خصوص اخبار مربوط به تجمعات شایعات ساخته دوستان احمدی نژاد است تا انرژی ملت را پراکنده کنند

از طریق سایت های زیر سعی کنید درست ترین خبرها را انتخاب کنید و تکثیر کنید


سایت فارسی بی بی سی

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/full.xml

تویتر کرباسچی

http://twitter.com/statuses/user_timeline/44139362.rss

تویتر فرشته قاضی

http://twitter.com/statuses/user_timeline/35067843.rss

وبلاگ علی معظمی

http://aknoun.blogspot.com/atom.xml

بالاترین

http://balatarin.com/links/rss

تهران خرداد ۸۸

http://khordad88.wordpress.com/feed/

سایت ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی

http://www.ghalamnews.ir/tools/rss.ashx

وبلاگ مسعود بهنود

http://masoudbehnoud.com/weblog/atom.xml

وبلاگ مسعود بهنود

http://masoudbehnoud.com/atom.xml

دو روز است خواب به چشمم نیامده
اگر هم آمده کابوس پشت کابوس
پشیمان نیستم از رای دادنم
درست ترین کاری بود که باید می کردیم
و به انجامش رساندیم
ولی این جایش را ندیده بودیم که رای هامان را
مصادره به مطلوب کنند این کودتاچی ها
تا دیروز اگر کم می نوشتم و در سایه بودم
اکنون وظیفه می بینم بر خودم که به هر نحوی که شده اطلاع رسانی کنم
و مخالفت کنم با این نظام سراسر دروغ و ریا
من اکنون سرشارم از همه رای های هم وطنانم
...

Friday, January 23, 2009

ـ و تو چه می‌دانی خرچسونه چیست؟
ـ موجودی است چند وجهی؛ وجه خر بودگی‌اش و وجه چسونه بودنش، درخشان‌تر و اثرگذارتر از باقی وجوه. مثل الف.نون...

Friday, January 09, 2009

جانان من اندوه لبنان کرد ما را...

Friday, October 03, 2008

از حد مي‌گذرانند حضرات بي‌شرمي را
آدم مي‌ماند كه به ديوانه‌اي مثل كردان چه لقبي بدهد
چيزخل
چيززاده
چيزو
...
بعد يادم مي‌افتد كه اين مرتيكه هنوز سر كار است و ملت هم به خايگانش مشغول
به فكر مي‌افتم لقب شايسته‌اي هم به ملت غيور ايران بدهم
...

Friday, September 26, 2008

فرق است بين ريدن گوسفندانه و ريدن گاوانه
گوسفندانه آن است كه اثر رينش، مشخص و قابل شمارش باشد
گاوانه آن است كه...
الف نون مي‌كند...

Wednesday, September 24, 2008

اشتباه مي‌كردم كه كون پارگي هم حدي دارد
نمونه‌اش همين الف نون...

Monday, July 14, 2008

اين كه چيزي بيش از حد مجاز در ماتحت ما ملت غيور فرو مي‌رود
دليل خوبي است براي آن كه بدانيم ما ملت غيور يك مشكلي داريم
كه اعتراض نمي‌كنيم، هيچ
خوش‌مان هم مي‌آيد...

Thursday, March 06, 2008

بايد بپذيريم كه خودمان بيشتر از هر كسي ديگري به هيكل خودمان گه پاشيده‌ايم.
نظري غير از اين داريد؟
پس آدم واقعا پررويي هستيد كه دارد الف نون مي‌رود توي چشمتان و باز هم تخمتان نيست...

Tuesday, March 04, 2008

براي سومين بار در ملأ ملل نموده شديم
و تخم آحاد بني بشر دريافت حواله‌ها را آغازيدن كردند
و تخم‌هاي بزرگ‌تر، حواله‌هاي بزرگ‌تر...

دوست دارم پيش از مرگم، تخم‌هاي پيشوا را ببينم...

Thursday, February 28, 2008

تب، فضاي محترمي است
آنقدر كه حتي گوزها هم حرمت پيدا مي‌كنند
اين جاست كه وقتي جلوي تلويزيون لم داده‌اي و الف نون مي‌بيني
حيفت مي‌آيد بگوزي

Wednesday, February 06, 2008

هيچ‌گاه به ذهنم نمي‌رسيد كه تنبلي اين قدر چيز تخمي باشد كه حتي يقه آسمان را هم بگيرد.
خوب مردك! تو كه اين قدر سردي
حداقل برفت بگيرد كه اين همه سرما تلف نشود...

Thursday, September 13, 2007

آيا مي‌دانيد لذت سك.س در تاريكي ده برابر لذت سك.س در روشنايي است.

«روابط عمومي وزارت نيرو»

Monday, September 10, 2007

اگه دو تا چيز از آسمون بيفته
يكيش راست مي‌ره تو چيز ما
اون يكي هم واميسه نوبت...

Sunday, September 09, 2007

يكي روشنم كند وقتي مي‌گويند چيزي "تخمي" است چه فرقي دارد با اين كه بگويند همان چيز ".يري" است؟
و نيز روشنم كند كه كدام‌شان بدتر است؟
و هم‌چنين روشنم كند تا بدانم كه اصولاً اين گونه توصيف مؤدبانه هست يا خير؟
و در چه مواردي بيش‌تر كاربرد دارد آيا؟
مثلا مي‌شود در مورد يك رئيس‌جمهور خاص از آن استفاده كرد؟
...

Wednesday, September 05, 2007

چاره‌اي نيست كه با اين اوضاع شير تو شير مملكت، جداي از هر گونه غرض‌ورزي، كمي هم به حضرت عقل احترام بگذاريم.
از اين روست كه اعلام مي‌دارم
از انتخاب هاشمي رفسنجاني به رياست مجلس خبرگان رهبري
به ناچار خوشحال هستم :)

Tuesday, September 04, 2007

در تهران
مربع فرامين رانندگي سه ضلع دارد
بوق و گاز
ترمز هم كه
كون لقش...

Monday, September 03, 2007

آدم بايد خيلي بي‌ادب باشد كه در چشم بيش‌تر از پنج نفر آدم نگاه كند و راست راست دروغ بگويد و وعده‌ي سر خرمن بدهد.
آدم بايد خيلي بي‌معرفت باشد كه نفهمد هر نوع صوتي كه از جانبش توليد مي‌شود، لزوماً حكمتي در آن نهفته نيست.
آدم بايد خيلي بي‌ملاحظه باشد كه در ملأ عام اداي گوريل انگوري را در بياورد و در عين حال ادعا كند كه با رأي مردم انتخاب شده است.
آدم بايد خيلي بي‌خيال باشد كه جماعتي را به مقام "المشاهده" رسانده باشد ولي هر روز از "الاحساس"هاي روزافزون سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي و ملي و جهاني سخت بگويد.
آدم بايد خيلي بي‌حساب و كتاب باشد كه نداند توبره با صندوق ذخيره‌ي ارزي چه فرقي دارد.
و خلاصه آن كه آدم بايد خيلي چيز باشد كه چيزي را كه كاربردهاي ويژه‌اي دارد در چيزهايي كه ظرفيتشان محدود است، به زور، فرو كند...

Saturday, September 01, 2007

در تصور هيچ يك از ابناي بشر هم نمي‌گنجيد كه روزي نسناسي خدا نشناس پا به عرصه‌ي وجود گذارد و آن چنان تعاريف بعضي چيزها را عوض كند كه تا ساليان سال كسي جرأت نكند خودش را منتسب به آن عناوين كند...
خدا وكيلي با اين تعريف جديدي كه الف نون از رياست جمهوري كرده در چشم و حلقوم ملت، كسي ديگر اعتباري براي رياست جمهوري‌هاي بعدي قايل است؟

Tuesday, August 28, 2007

كاش مي‌شد
بزرگ‌ترين بيلاخ عالم
چند دقيقه‌اي
فقط چند دقيقه‌اي در اختيارم بود
تا به بعضي‌ها نشانش مي‌دادم
...

Monday, August 20, 2007

وقتي كه در منجلاب بدبختي و فلاكت، از حدي بيش‌تر كه فرو رويم، اصولا توفير چنداني ندارد كه تا چه اندازه بدبخت و مفلوكيم. همين است كه كابوس جنگ هر لحظه دوست داشتني‌تر مي‌شود. ابدا فكر نكنيد كه اهل خودكشي هستم؛ اما كلاه‌تان قاضي، وضعيتي كه الان دارد مملكت، آيا فرق چنداني با جنگ دارد؟
نمي‌توانم خشنودي خودم را از اين كه سپاه در فهرست سازمان‌هاي تروريستي قرار خواهد گرفت، كتمان كنم. هر چند كه همه مي‌دانيم با اين كار، ملت هميشه بي‌چاره‌ي ايران است كه بي‌چاره‌تر مي‌شود، و گر نه كه حضرات سپاهيون آن قدر به منابع وصل هستند كه كك‌شان هم نگزد.
خدا ختم به خير كند...

Wednesday, August 01, 2007

در نظام جمهوري اسلامي ايران ـ كه قطعا برخاسته از قلب مردم ظلم ستيز و عدالت‌خواه ايران است ـ همگان مجرمين بالقوه‌اند، جاسوسان بالقوه‌اند، مفسدان بالقوه‌اند، براندازان بالقوه‌اند و اين خيلي خوب است. چون بر اين سياق ديگر تكليف بر همگان روشن است و ديگر لازم نيست كسي توجيه شود كاري كه قرار است لحظه‌اي بعد انجام دهد، مصداق بارز فساد و جرم و جاسوسي و براندازي‌ست، حتي اگر يك تلفن زدن ساده باشد...

Sunday, July 29, 2007

اين اصلا چيز عجيبي نيست كه آدم‌ها چند رو داشته باشند. مثلا اين كه آدم روي سگ داشته باشد كه دست بر قضا گاهي هم بالا بيايد. لذا ما هم به حكم آدم بودن‌مان دوست داريم چند رو داشته باشيم. عيب نيست كه هيچ؛ حسن هم هست. مي‌گوييد نه؟ الان روشن‌تان مي‌كنم تا بدانيد چرا.
فرض كنيد كه شما آدم باكلاسي هستيد و كلا با چيزهاي خوب در اين دنيا سر و كار داريد. هميشه ادكلن خوب مي‌زنيد و بوي خوبي مي‌دهيد. غذاهاي خوب و آب‌رو دار مي‌خوريد. لباس‌هاي شيك مي‌پوشيد و خلاصه آن كه هر كسي كه شما را مي‌بيند كلي ذوق مي‌كند كه چه‌قدر شما چيزهاي خوبي داريد. حالا اين سؤال پيش مي‌آيد كه شما با اين همه خوبي كه جمع كرده‌ايد، دست‌شويي نمي‌رويد؟ يا بر حسب حاجت، باد شكم ول نمي‌دهيد؟ يا اين كه فين نمي‌كنيد؟
البته كه مي‌كنيد.
حالا ما هم مي‌خواهيم اين جا گاهي جيش كنيم. منظورم جيش ذهني‌ست. هم‌چنين مي‌خواهيم گاهي اخ تف از خودمان بپراكنيم؛ و گاهي هم پي پي كنيم :)
پس لطفاً وسط انجام افعالي از اين دست، چرت و پرت نگوييد كه ممكن است آن روي ديگر ما هم مداخله كند. خوب نيست آدم اوضاع و احوالش، به خاطر مسايلي از جنس اين تعفنات آزرده شود...